جعفر شهرى باف

352

طهران قديم ( فارسى )

چهار ساعت خدمت صبح بايد تا هشت نه ساعت به طول بينجامد ، به اين صورت كه اگر ساعت شش صبح بايد ( به خط خط ) « 86 » و تعليمات شروع شود ، هر يك از فرماندهان ساعت و نيمساعتى دستور احضار زودتر بدهند ، يعنى فرمانده گروهان ساعت شش را ساعت پنج بخواهد و وكيل باشى دستور ساعت چهار بدهد و وكيل دسته ساعت سه بيدار بكند و از آن طرف ساعت يازده اتمام خدمت را تا دوازده و بعد از آن بتأخير انداخته نفرات را به جريمه‌هاى مختلف و تنبيهات گوناگون مانند ( زيرتفنگ ) « 87 » و دواندن به دور ميدان و خدمت اضافى مثل ( قدم آهسته ) « 88 » و « قدم » و « براست راست » و « به چپ چپ » بكشانند و دو ساعت خدمت بعد از ظهر را تا به بعد از شامگاه و تاريكى شب رسانيده ، به « بيگارى » ى آب‌كشى و آب‌پاشى و ريگ جمع‌كنى و نظافت ميدان و كلاس و خاك‌كشى و زنبه‌كشى و امثال آن وادارند . تعطيل و مرخصى هر چند ضرورى و مورد احتياج ، مفهوم نداشته باشد مگر آنكه براى آن قبلا ( دم ) وكيل دسته ، وكيل باشى را ديده « 89 » چند تومانى در مشت هر يك نهاده در مراجعت نيز ، كشك و پشم و روغن و عسل و شيره و آرد و بلغورى تعارف آمده باشد و استراحت استحقاقى بىمعنى به حساب بيايد و جز چند ساعت آخر شب تا نزديك سحر ، تمام وقت نفر صرف پاك كردن اسلحه و گوش دادن به دروس نظامنامهء انضباطى ( نظامنامهء انضباطى عبارت است از . . . ) « 90 » و نيز تعليمات ترس و وحشت از ما فوق و ارشد و بالادست و استماع قوانين زدن و بستن و اعدام و تيرباران متخلف و سركش و سرپيچ از مقررات و مثل آن شده باشد . غذاى نفر جز دو قرصه نان سياه و خمير پر خاك و شن و سبوس

--> ( 86 ) . فرمانى كه سرباز بايد از هر كجا هست دويده به خط ايستاده كنار هم صف ببندند . ( 87 ) . تنبيهى كه سرباز را بطور پيشفنگ كه تفنگ را بطور قائم ، يا افقى جلو خود كه با فاصله از بدن يا بالاى سر نگاه بدارد . ( 88 ) . بطور آهسته كه حالت راه رفتن نداشته باشد . اما قدمهايش بلند و با پاهاى تا مقابل گل كمربند بالا آورده و با شماره و اين كه كف پا را منهاى پاشنه محكم به زمين بكوبند . ( 89 ) . يكى از اسامى رشوه و ترضيه‌ى خاطر ، دم ديدن بود . ( 90 ) . تعاليم به سرباز در امور سربازى و رفتارش با ارشد و ما فوق و حد نامحدود اطاعتش از بالاتر از خود ، از جمله سرباز بايد اوامر ما فوق را تعبدا و كوركورانه اطاعت بكند ؟ !